ربنای شجریان + روایتی از امیرالمومنین(ع)

این روزها دیگه روزه برخی بدون ربنای شجریان قبول نیست ...
یه سری هم که کلا افسردگی گرفتن از فقدان ربنای شجریان ...
 

خبرهای پراکنده ای هم از سراسر کشور به گوش میرسه که یه عده کثیری از طرفداران استاد اعتضاب روزه کردن و دیگه روزه نمیگیرن بدون ربنای شجریان .... !!!

اما با توجه اظهارات جالب آقای شجریان مبنی بر اینکه این مذهب هستش که باعث عقب موندگی و جلو پیشرفت و موسیقی و اینا رو گرفته و تصاویر جالبی که ایشون با نسوان و بهاییان و ... منتشر شده دوست دارم یه روایت که زبان حال برخی دوستان هست بذارم :


کمیل نیمه شبی همراه حضرت علی علیه السلام در تاریکی شب از کوچه های کوفه عبور می کردند تا به خانه ای رسیدند از آن خانه صدای تلاوت قرآن به گوش می رسید، معلوم بود مرد پارسایی از بستر راحت برخاسته و باصدایی دانشین و پرشور قرآن می خواند آن چنان که گریه و بغض گلویش را گرفته بود کمیل سخت تحت تأثیر آن صدا قرار گرفت آن مرد این آیه را می خواند: {آیا کسانی که در زیورهای دنیا غرق هستند بهترند} یا آن کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو آیا کسانی که می دانند یکسان هستند؟! تنها خردمندان متذکر می شوند}.

وقتی کمیل این آیه را با آن صدای پرسوز می شنید، چنان دگرگون شد که با خود گفت: ای کاش مویی بر بدن این قاری می شدم و صدای قرآن او را می شنیدم! حضرت علی علیه السلام از دگرگونی حال کمیل به خاطر آن صدای پرسوز و گداز آکاه شد و به او فرمود: ای کمیل! صدای پراندوه این قاری تو را حیران و شگفت زده نکند؛ چرا که او از دوزخیان است و بعد از مدتی راز این سخن را به تو خواهم گفت.

این سخن مولا، کمیل را از دو جهت شگفت زده کرد؛ یکی این که حضرت از دگرگونی درونی کمیل خبر داد و دیگر این که او را از دوزخی بودن آن خواننده ی قرآن باخبر کرد. 

مدتی گذشت تا این که جنگ نهروان پیش آمد. در این جنگ کسانی که با قرآن سر و کار داشتند علی علیه السلام را کافر خواندند و با او به جنگ برخاستند. کمیل چون سربازی جانباز همراه علی علیه السلام بود و علی که شمشیرش از خون آن کوردلان مقدس مآب سیراب شده بود، متوجه کمیل شد، ناگهان نوک شمشیرش را بر سر یکی از هلاک شدگان فرود آورد و فرمود: ای کمیل! آن کسی که در آن نیمه شب قرآن را با آن سوز و گداز می خواند همین شخص است. 

کمیل سخت تکان خورد و به اشتباه خویش پی برد و دانست که نباید صدای قرائت زیبا و ظاهر افراد او را گول بزند. او در حالی که بسیار ناراحت بود، خود را روی قدم های بارک حضرت انداخت و از خدا طلب آمرزش کرد .

پ.ن: علاوه بر صدای زیبا ، خود خواننده هم مهم بود برای همین صدای زیبا در آن شب هیچ تاثیری بر حضرت امیر نداشت چرا که بر باطن و اصل موضوع احاطه داشتند.

فقط صدای زیبا کافی نیست ... روح حاکم بر صدا هم مهم است ...

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:38 ق.ظ | نظرات (0)

وقتی بی‌حجابی‌ مدرن می شود!

این روزها یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جامعه ما مسئله حجاب است. حجابی که نیمی از اصالت آن در هجوم تجددگرایی و غرب‌زدگی از بین رفته و نیم دیگر هم در میان فلسفه‌بافی‌ها و تعاریف جدید، مدام رنگ عوض کرده و هر روز غریب‌تر و مهجورتر می‌شود. اما واقعاً حجاب چیست؟



معنای لغوی این کلمه به پرده یا حائلی اطلاق می‌شود که وظیفه‌اش پوشاندن و محفوظ نگه داشتن است و در عرف جامعه ما، به طور خاص، به پوشش کامل اسلامی گفته می‌شود. بسیاری از ما با شنیدن این کلمه بی‌اختیار یک خانم چادری را به ذهن می‌آوریم که تنها نمود ظاهری حجاب است. اما آیا تعریف این واژه به همین جا ختم می‌شود؟ آیا می‌توان پوشش چادر و یا نفس «پوشیده بودن» را مطلق حجاب به حساب آورد؟

چندین آیه در قرآن به موضوع حجاب اشاره دارند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور است. ظرافت موجود در این آیات آن جاست که قبل از پرداختن به  بحث «پوشش»، از حرمت و حفظ «نگاه» سخن به میان می‌آورد؛ و تاکید قرآن چنان است که روی صحبت اول به آقایان و پس از آن به خانم‌ها برمی‌گردد. شاید به این دلیل که اهمیت این موضوع در آقایان بیشتر از خانم‌ها باشد.

خیلی از ما فراموش کرده‌ایم که حجاب به غیر از نوع پوشش – فارغ از بحث‌های مرتبط با آن- مراتب دیگر هم دارد و این مراتب دیگر، در بسیاری از موارد مقدم بر نوع پوشش هستند یا حداقل به عنوان پیش زمینه آن محسوب می‌شوند.

متأسفانه در این مسئله، همانند دیگر معضلات جامعه، تنها یک بعد قضیه را دیده‌ایم. خانواده‌ها و مربیان و دست‌اندرکاران امر تمام تمرکز خود را تنها  صرف ظاهر کرده‌اند. هر جا که بحث حجاب پیش آمده از چادر گفته‌اند و از کیفیت پوشش و باید و نبایدهایی که اگر عمق مسئله حجاب پیش از این شکافته می‌شد، نیازی به تکرار و تذکر بیش از حد نداشت؛ و مهم‌تر از آن این که انگشت اشاره این نصایح و تذکرات فقط و فقط دختران هستند، به حدی که تصور می‌شود اسلام ما هیچ توصیه و سفارشی برای آقایان نداشته و ندارد!

کوتاهی‌هایی از این دست، موجب بسیاری از کج روی‌های امروز شده است؛ توجه افراطی به یک جنبه و بازماندن از جهات دیگر. نمونه بارز آن هم طیف وسیع آقایان مذهبی و متشرعی است که شاید در جوانب دیگر دین‌داری نمونه باشند، اما نحوه ارتباطشان با نامحرم، خارج از حدود شرعی است و این ادعا، اغراقی نامنصفانه از سر تحجر نیست. خیلی از آقایان متدین ما نسبت به کیفیت و نوع برخوردهایشان با نامحرم به طرز اسفناکی بی‌اعتنا هستند. پندار ایشان بر این است که حجاب مختص خانم‌هاست و هیچ مرتبه‌ای از آن شامل آن‌ها نمی‌شود.

ابعاد دیگر حجاب هیچ گاه برایشان تبیین نشده. کسی از پاکی ذهن و نجابت قلب و وقار سخن صحبت نکرده. مسایل مهمی چون «ضرورت یا عدم ضرورت صحبت با نامحرم» و «کیفیت نگاه» برای آن‌ها مطرح نشده و چه بسا که نداشتن همین پیش‌زمینه‌ها، از جمله دلایل گسترش پوشش‌های غلط و غیر معقول مردانه‌ای باشد که امروزه شاهد آن هستیم.

«بی‌حجابی‌های مدرن» -اصطلاحی که شاید بتوان به بعضی رفتارهای ناهمگون دین‌داران امروزی اطلاق کرد- از چنین مسائلی نشات می‌گیرد. از لحن سبک صحبت با نامحرم تا خنده و شوخی‌های بی‌جا و حتی وقیح و نگاه‌های بی‌پرده. در این میان فرق چندانی نمی‌کند طرف مقابل خویشاوند باشد یا یک فروشنده صرف. هم‌کلاسی باشد یا همکار. حتی مجازی یا غیرمستقیم بودن ارتباط هم ضمانی بر بی مشکل بودن آن نیست. متأسفانه فضای مجازی به علت حذف رویارویی مستقیم، پتانسیل زیادی برای ایجاد خطا دارد. آشنایی‌های ساده از گودر و فیس‌بوک و وبلاگ و هزار مجرای دیگر آغاز می‌شود و گاه این آشنایی اساساً عمیق‌تر از آشنایی‌های حقیقی است؛ زیرا فضای بیرون اقتضا می‌کند که تنها ظاهر عمومی فرد جلوه کند و نه ابعاد محرمانه زندگی او، ولی در دنیای مجازی، همین ابعاد محرمانه به سادگی و بدون هیچ ترسی آشکار و زمینه مستعدی می‌شود برای ایجاد اشتراک و هم صحبتی با دیگران.

پنهان کردن نام یا چهره هرگز نمی‌تواند مصونیتی در پی داشته باشد، چون در یک رابطه مجازی تفکر فرد و درونیات اوست که اطرافیان را جذب می‌کند و از سوی دیگر، جاذبه جنس مخالف نیز باعث می‌شود که اطرافیان غیر همجنس بیشتر به سمت فرد جذب شوند. بارها دیده‌ایم که در همین دنیای مجازی بسیاری از ملاحظات و حرمت‌ها فراموش می‌شود و آدم‌های متدین اطرافمان چهره‌ای کاملاً متفاوت پیدا می‌کنند.

آن چه در هنگام رابطه با نامحرم، هم مهم است و هم دشوار، حفظ صحیح حدود شرعی است و هر دو طرف نیز موظف به رعایت آن هستند و چه بسا که وظیفه مرد سنگین‌تر هم باشد. زیرا حیای ذاتی زن در بسیاری از موارد خود عامل بازدارنده بسیاری از خطاهاست، ولی حیا و عفاف در جنس مذکر نیاز به آموخته شدن دارد و تذکر فراوان‌تر.

یادمان نرود که فرض در ترک رابطه با نامحرم، به گناه افتادن و بالاتر از آن، تنها احتمال به گناه افتادن است و همین قانون ساده نشان می‌دهد که اسلام تا چه حد برای این موضوع اهمیت قائل شده است. پس اگر دغدغه حجاب و دین‌داری داریم، کمی بیشتر در رفتارمان دقیق شویم و مراقب باشیم که اندوخته ایمانمان در سیلاب بی‌توجهی و ناآگاهی از بین نرود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:36 ق.ظ | نظرات (0)

ایرانی ها اولین یاوران امام مهدی علیه السلام در ظهور

تمام منابع حديثى اتفاق نظر دارند كه اهالى شرق ( ايرانيان ) انقلاب مى كنند كه آن انقلاب ، راه را براى ظهور مهدى(عليه السلام) هموار مى كند . اينان « اصحاب رايات السود ; لشكرى با پرچم هاى سياه » معرفى شده اند كه پيشاهنگان دولت مهدى و سرسپردگان حكومت اويند .


منابع ما دو گروه ديگر از پيشگامان دولت مهدى را نام مى برد كه يكى يمنى ها و ديگرى انقلابيونى هستند كه بر ضد يهود فعاليت مى كنند ، كه پيش از ظهور امام به پا مى خيزند . در تفسير اين آيه « بعثنا عليكم عباداً لنا أولى بأس شديد » ( اسراء/5 ) . گفته شده است كه اينها گروهى هستند كه خدا آنها را پيش از خروج قائم برمى انگيزاند ، و هر جا كه دشمن آل محمد(صلى الله عليه وآله) را بيابند مى كشند . ( كافى 8/206 ) .

در تفسير عياشى  به نقل از صالح بن سهل آمده است كه ابوعبدالله(عليه السلام) در تفسير آيه : « وقضينا إلى بنى اسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض مرتين » (اسراء/آيه 4) فرمود : مقصود از دو بار فساد، كشتن على(عليه السلام) و ضربه زدن به حسن(عليه السلام) است . « ولتعلن علوّاً كبيراً » ( اسراء/4 ) سركشى بزرگ يعنى قتل حسين(عليه السلام) و « فإذا جاء وَعْد أولاهما » ( اسراء/5 ) يعنى وقتى خونخواهان و ياوران حسين(عليه السلام) بيايند . « بعثنا عليكم عباداً لنا أولى بأس شديد فجاسوا خلال الديار» (اسراء/5) يعنى قومى را خدا پيش از خروج قائم برمى انگيزاند كه هرجا دشمن آل محمد(صلى الله عليه وآله) را بيابند ، مى سوزانند ! «وكان وعداً مفعولا» ( اسراء/5 ) يعنى اين تهديد پيش از قيام قائم است و تحقق مى پذيرد « ثم رددناه لكم الكرة عليهم وأمددناكم بأموال وبنين وجعلناكم أكثر نفيراً » ( اسرا/6 ) يعنى با خروج امام حسين هنگام رجعت، همراه هفتاد مرد از يارانش، كه همراه امام كشته شدند ]دوباره شما را بر دشمنان چيره مى كنيم[. جهادگران كلاهخود طلايى بر سر دارند وهر كلاهخود دو رو دارد . به مردم خبر مى رسد كه امام حسين(عليه السلام) همراه يارانش خروج كرده است ، مبادا مؤمنان در اين باره شك كنند ; بدانند كه او دجال و شيطان نيست ، بلكه امامى است كه در آن وقت پيش روى مردم ظاهر مى شود . وقتى مؤمنان مطمئن شدند كه ايشان امام حسين(عليه السلام)است ، ديگر در اين باره شك نخواهند كرد . حجت قائم براى مردم ، از امام حسين(عليه السلام)پيام مى آورد و مؤمنان آن را خواهند پذيرفت . وقتى امام حجت از دنيا برود ، حسين(عليه السلام)او را غسل و كفن و حنوط مى كند و در قبر مى نهد ، چون امام را جز امام دفن نمى كند .

ابراهيم در حديثش مى افزايد: سپس امام حسين(عليه السلام) مردم حكمرانى مى كند ، آن قدر زياد كه ابروهايش چشمانش را بپوشاند !


ابان بن تغلب از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده است : وقتى پرچم حق ظاهر شود ، اهل شرق و غرب آن را لعن و نفرين مى كنند ! مى دانى چرا ؟ عرض كردم : نه ، فرمود : به سبب برخورد نادرستى كه مردم از اهل بيت امام پيش از خروج ايشان مى بينند .

نعمانى از ابان بن تغلب و دراز منصور بن حازم ، روايت را نقل كرده و در آن آمده است: از ايشان پرسيدم : چرا پرچم حق را لعن مى كنند ؟ فرمود : به خاطر رفتارى كه از بنى هاشم مى بينند . ( به نقل از آن بحار 52/363 ) كه دلالت دارد اهل بيت امام ، يعنى بنى هاشم و پيروانش ، پيش از امام قيام مى كنند . صاحب كتاب يوم الخلاص ، حديثى را نقل مى كند كه مى گويد : « يأتى ولله سيف مخترط ; در حالى امام مى آيد كه خدا شمشيرى بلند همچون عمود دارد » كه پنج منبع براى آن بيان كرده است اما حديثى در آنها نيافتيم ، بلكه موجود « ومعه سيف مخترط ; همراهش شمشير بلند است » مى باشد كه در كتاب وى موارد مشابه دارد .

بنابراين احاديث «تمهيد» ( پيشگامان مهدى ) سه گروهند : احاديث لشكرى با پرچم هاى سياه ( رايات سود ) كه نزد شيعه و سنى مورد اجماع است ; احاديث دولت يمانى كه فقط در منابع ما ( شيعه ) آمده است ; احاديثى كه بيانگر ظهور پيشگامان پيش از ظهور امام است ، بى آنكه آنان را مشخص كند ، كه همخوان با كسانى است كه با يهود مى جنگند ، چون در تفسير اين آيه آمده اند : «بعثنا عليكم عباداً لنا » ( اسراء/5 ) .

احاديث شريف ، زمان قيام دولت يمنى ها را مشخص كرده و آن را در سال ظهور مهدى(عليه السلام) همزمان با خروج سفيانى ، دشمن مهدى در سرزمين هاى شام ، مى داند .

اما زمان برپايى دولت ايرانيان ، پيش از اين بوده است اينها نخستين گروه پيشرو هستند اما قيام شان براى يارى امام ، در سال ظهور خواهد بود . ترجيحاً بايد گفت : آغاز حركت و فعاليت شان به دست مردى از قم است .

امام كاظم(عليه السلام) فرمود : مردى از قم ، مردم را به حق فرا مى خواند . پيرامونش گروهى گرد مى آيند كه دل هايشان مانند پاره هاى آهن است . توفان هاى وزنده ، آنان را نمى لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمى هراسند . به خدا توكل كرده و عاقبت از آنِ پارسايان است ( بحار 57/215 ) .

روايت نمى گويد كه مردى كه به او بشارت داده شده ، چه زمان مى آيد و مناسبت فرمايش امام چه بوده است ، روايت مُرسَل است اما قوّت روايت ، آن است كه از كتاب تاريخ قم ، نوشته اشعرى در سال 378 هجرى است .

از حديث صحيح امام باقر(عليه السلام) درباره انقلاب اهل مشرق فهميده مى شود كه قيام ايرانيان پنج مرحله دارد ، كه آخرين آن ، قيام براى يارى امام(عليه السلام) در سال ظهور است . احاديث سنى و شيعه ، ظهور دو شخصيت را بيان مى دارد : يكى سيد خراسانى ، و ديگرى رهبر نيروهاى امام ( شعيب بن صالح يا صالح بن شعيب ) .

منابع ما فاصله بين ظهور اين دو و ظهور امام(عليه السلام) را مشخص نمى كند ، اما منابع سنى مى گويد كه آن دو ، شش سال پيش از ظهور امام مى آيند.

در فتن ابن حماد  به نقل از محمد بن حنفيه(رحمه الله) آمده است :

پرچم هاى سياه سپاه بنى عباس نمودار مى شود ، سپس پرچم هاى سياه ديگرى از خراسان پديدار مى گردد كه افرادش كلاه سياه بر سر دارند و لباس شان سفيد است . پيشاپيش اينها مردى است كه بدو شعيب بن صالح يا صالح بن شعيب مى گويند و از بنى تميم است . ياران سفيانى را شكست مى دهند تا در بيت المقدس پياده شوند و زمينه حكومت مهدى را هموار كنند . سيصد نفر از شام به او يارى مى رسانند . بين خروج وى تا وقتى كه كار را به مهدى واگذارد ، 72 ماه فاصله هست .

در  با همان سند ، اين نص آمده است : بين خروج پرچم هاى سياه از خراسان و شعيب بن صالح تا خروج مهدى و واگذارى كار به امام 72 ماه فاصله هست .

در  از محمد بن حنفيه ابو القاسم آمده است : بين خروج پرچم هاى سياه از خراسان و شعيب بن صالح با خروج مهدى و اين كه كار در دست مهدى قرار گيرد ، ماه فاصله هست .

در به گونه روايت نخست ابن حماد به اختصار و در مسند الجامع  به نقل از ابو هريره آمده است كه رسول خدا فرمود : سپاهى از خراسان با پرچم هاى سياه مى آيد كه چيزى جلودار آنها نيست ، تا پرچم ها در «الياء» (= قدس) برافراشته شوند .

الغيبه نعمانى  از ابن ابى نصر آورده است كه ابوالحسن الرضا(عليه السلام) فرمود : پيش از ظهور ، سفيانى و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح مى آيند ، پس چگونه از اين و آن نام مى برند ؟!

روايات صحيح منابع ما دلالت دارند كه جنبش سيد خراسانى و شعيب ( كه پرچم را به امام(عليه السلام) تسليم مى كنند ) همزمان با ظهور يمانى و سفيانى است . مانند روايت در نعمانى  از ابو بصير از ابو جعفر(عليه السلام) است كه در حديثى طولانى ، تعدادى از رخدادها و نشانه هاى آن بيان شده و فرموده است : خروج سفيانى و يمانى و خراسانى در يك سال ، يك ماه و يك روز است . ترتيب آن مانند دانه هاى تسبيح است در پى همديگرند ، سپس گرفتارى ها از هر سو خواهد آمد. واى بر كسانى كه با اينها مخالفت كنند ! ميان پرچم ها پرچمى هدايت كننده تر از پرچم يمانى نيست . پرچم هدايت است ; چون به صاحب الامر و امامتان مى خواند .

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:32 ق.ظ | نظرات (0)

انجام فریضه نماز توسط کودک بیمار + تصویر

به گزارش «شیعه نیوز»، نویسنده ی برجسته ی عربستان سعودی، ال  دساری، در صفحه ی تویتر خود عکس کودکی را گذاشته که علی رغم داشتن بیماری جدی نماز خود را به جا می آورد. به گفته او این کودک با وجود بیماری و سرمی که به بدن او متصل است نماز خود را در نمازخانه ی بیمارستان به جا می آورد.خداوندا سلامتی را به این پسر و همه ی بیمارانی که نیازمند شفاعتت هستند، اعطا کن. آمین.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:31 ق.ظ | نظرات (0)

نماز در روایات...

چقدر زیاد است روایات درباره نماز و چه قدر کم اند نمازگزاران.

1- نماز از فحشا و منکر جلوگیری می کند 2- نماز معراج مومن است

3- نماز مایه تقرب هر متقی است 4- نماز بهترین قرب الهی است

5- نماز ستون دین است 6- نماز نور مومن است

7- نماز حصاری در مقابل مکر شیطان است 8- نماز کلید بهشت است

9- نماز بهایی برای بهشت است 10- نماز بهتر از بیست حج است

11- نماز بهترین اعمال به سوی خداست 12- نماز نور چشم من است

13- نماز رضایت پروردگار است 14- نماز سیره انبیاست

15- نمازگزار محبوب ملائکه است 16 نماز چراغ قلب مومن است

17- نماز دعا را مستجاب می کند 18- نماز مناجات با پروردگار است

19- نماز نوری در چهره نمازگزار است 20- نماز برای مال برکت است

21- نماز سلاحی در مقابل دشمن است 22- نماز روزی را زیاد می کند

23- نماز کفاره گناهان است 24- نماز مهریه ی حورالعین است

25- نماز جواز عبور از پل صراط است 26- نماز در محشر تاج سر است

27- نماز نور و سایه ای در محشر است 28- نماز در قبر چراغ است

29- نماز بدن را از آتش نجات می دهد 30- نماز تکیه گاهی است در قبر

31- نماز توشه مومن برای آخرت است 32- نماز از آتش دور می کند

33- نماز برای نکیر و منکر جواب است 34- نمازگزار اعمالش قبول می شود

35- نماز بین او و ملک الموت شفاعت می کند 36- نماز آرامشی برای بدن است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:25 ق.ظ | نظرات (0)

آشنایی با کابینه دولت شیطان!/حتما بخونید/نظر یادت نره

شیطان هم مانند شهروندان کشورها رئیس جمهور، دولت و کابینه اى دارد. و کابینه او مرکب از بیست نفر است . کارهاى خود را با کمک آنها انجام مى دهد. براى هر کارى وزیرى تعیین کرده ، به انحراف کشیدن مردم را به آن کابینه سپرده است . افراد کابینه اش از فرزندان خود او هستند. در هر صبح و شام تخت خود را مى گذارد و بر آن مى نشیند، افراد کابینه دورش جمع مى شوند، او هم دستورهاى لازم را به آنها مى دهد، هر کس در پى ماءموریت خود مى رود. اسامى کابینه او از این قرار است :

۱٫ ولها یا ولهان ؛
او ماءمور طهارت و نماز و عبادت است . او انسان را در طهارت و نماز وسوسه مى کند و به شک مى اندازد که این نماز باطل است ؛ نماز دیگرى شروع کن ؛ وضوى تو ناقص بود؛ دو مرتبه تجدید کن . گاهى در سجده در بدن انسان چیزى مى دمد، به طورى که انسان خیال مى کند وضوى او باطل شد و مجبور شد دو مرتبه وضو بگیرد.(۱)
۲٫ هفاف ؛
ماءموریت دارد که در بیابانها و صحراها انسان را اذیت کند و براى ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید.
۳٫ زلنبور (یارکتبور)؛
که آن موکل بازارى ها است . لغویات و دروغ ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت مى دهد. آنها هم براى این که جنس خود را به فروش ‍ رسانند آن اعمال را انجام مى دهند.(۲)
۴٫ ثبر؛
در وقتى که مصیبتى به انسان وارد مى شود، صورت خراشیدن ، سیلى به خود زدن ، یقه و لباس پاره کردن را براى انسان پسندیده جلوه مى دهد.(۳)
۵٫ ابیض ؛
انبیا را وسوسه مى کند – یا ماءمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه مى دهد و به وسیله آن خونها ریخته مى شود.
۶٫ اعور؛
کارش تحریک شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حرکت مى آورد! و انسان را وادار به زنا مى کند.
از زنا افتد و با اندر جهات
ابر ناید از پى منع زکوت
اعور، همان شیطانى است که بر صیصاى عابد را وسوسه کرد تا با دخترى زنا کند و بعد او را به قتل رساند. (داستانش خواهد آمد.) روزى اعور پیش ‍ هود پیغمبر رفت ، آن حضرت ضربه اى به چشم او زد، کج شد.(۴)
۷٫ داسم ؛
همواره مراقب خانه ها است . وقتى انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد، با او داخل خانه مى شود و آن قدر وسوسه مى کند تا شر و فتنه ایجاد نماید و اهل خانه را به جان هم اندازد. اگر انسان سر سفره غذا نشست و (بسم الله ) نگفت با او غذا مى خورد. هرگاه انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و ناراحتى پیدا شد باید بگوید (داسم ، داسم ، اعوذ بالله منه ).(۵)
۸٫ مطرش یا مشوط و سا وشوط؛
کار او پراکندن اخبار دروغ یا دروغ هایى است که خود جعل کرده ؛ در حالى که حقیقت ندارند.(۶)
۹ . قنذر؛
او نظارت بر زندگى افراد مى کند. هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غیرت را از او بر مى دارد، به طورى که انسان در برابر ناموس ‍ خود بى تفاوت مى شود.(۷)
۱۰٫ دهار؛
ماءموریت او آزار مؤمنان در خواب است . به طورى که انسان خواب هاى وحشت ناک مى بیند، یا در خواب به شکل زنان نامحرم در مى آید و انسان را وسوسه مى کند تا او را محتلم کند.(۸)
۱۱٫ اقبض ؛
وظیفه او تخم گذارى است . روزى سى عدد تخم مى گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمین ، از هر تخمى عده اى از شیاطین و عفریت ها و غول ها و جن بیرون مى آیند که تمام آنها دشمن انسان اند.(۹)
۱۲٫ تمریح ؛
امام صادق علیه السلام فرمودند: براى ابلیس – در گمراه ساختن افراد – کمک کننده اى به نام (تمریح ) وى در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن ، وقت مردم را پر مى کند.(۱۰)
۱۳٫ قزح ؛
ابن کوا از امیرالمؤمنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زیرا نام شیطان (قزح ) است بلکه بگو (قوس اله و قوس ‍ الرحمن ).
۱۴٫ زوال ؛
مرحوم کلینى از عطیة بن المعزام روایت کرده که وى گفت : در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و از مردانى که داراى مرض (ابنه ) بوده و هستند یاد کردم . حضرت فرمود: (زوال ) پسر ابلیس با آنها مشارکت مى کند ایشان مبتلا به آن مرض مى شوند.
۱۵٫ لاقیس ؛
او یکى از دختران شیطان و کارش وادار کردن زنان به مساحقه . و هم جنس ‍ بازى زنان است او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد. یعقوب بن جعفر مى گوید: مردى از حضرت صادق علیه السلام از مساحقه بازى زن با زن دیگر- پرسید: حضرت در حالیکه تکیه کرده بود نشست و فرمود: زن زیر و زن رو – هر دو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد (لاقیس ) دختر ابلیس را که چه عمل زشتى را براى زنها آورد. آن مرد گفت : این کار اهل عراق است ؟ حضرت فرمود سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله بود، قبل از آن که در عراق باشد.(۱۱)
۱۶٫ متکون ؛
شکل خود را تغییر مى دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در مى آورد و مردم را گول مى زند و این وسیله آنان را وادار به گناه مى کند.(۱۲)
۱۷٫ مذهب ؛
خود را به صورت هاى مختلف در مى آورد، مگر به صورت پیغمبر و یا وصى او. مردم را با هر وسیله که بتواند گمراه مى کند.(۱۳)
۱۸٫ خنزب ؛
بین نمازگذار نمازش حایل مى شود؛ یعنى توجه قلب را از وى برطرف مى کند. در خبر است که : عثمان بن ابى العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حایل مى شود – یعنى حضور قلب را از من مى گیرد – حضرت جواب داد: نامش ‍ شیطان (خنزب ) است . پس هر زما از او ترسیدى به خدا پناه ببر.(۱۴)
۱۹٫ مقلاص ؛
موکل قمار است . قمار بازها همه به دستور او رفتار مى کنند. به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنى در میان آنان به وجود مى آورد.(۱۵)
۲۰٫ طرطبه ؛
یکى از دختران آن ملعون مى باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازى را هم به آنان تلقین مى کند.(۱۶)
با توجه به مطالب فوق به دست مى آید که ابلیس به صورت یک فرمانده ویران گر که نقش فرماندهى را به عهده دارد فرمان مى دهد و بچه هایش در اجراى دستورات او مى کوشند و با تلاش ها و تغییر شکل هاى مختلف ، جوامع انسانى را به بدبختى مى کشانند.(۱۷)

پی نوشت ها:

۱- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹٫
۲- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۳- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۴- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۵- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۶- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۷- ابلیس ، ص ۱۵۹٫
۸- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۹- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۱۰- سفینه البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۱۱- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫
۱۲- بحار، ج ۶۳؛ و سرمایه سخنوران و واژه هاى قرآن . سفینة ، ج ۱، ص ۱۰۰٫
۱۳- بحار، ج ۶۳ و سرمایه سخنوران و واژه هاى قرآن . سفینة ، ج ۱، ص ۱۰۰٫
۱۴- سفینه البحار، ج ۲، ص ۶۵۴، لغت وسوسه .
۱۵- کتاب ابلیس ، ص ۱۴۳٫
۱۶- کتاب ابلیس ، ص ۱۰۵٫
۱۷- بحار، ج ۶۳ و سرمایه سخنوران و واژه هاى قرآن . سفینة ، ج ۱، ص ۱۰۰٫

فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:22 ق.ظ | نظرات (0)

به سید علی بگو پیروزی نزدیک است

فرمانده سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین خاطره‌ای از محافظان مقام معظم رهبری در دیدار با یک مادر دو فرزند شهید بازگو کرد.

به گزارش فارس، سردار سالار آبنوش در جمع بسیجیان در مسجد امام حسن عسگری (ع) با اشاره به یکی از خاطرات محافظان رهبر فرزانه انقلاب اظهار کرد: این محافظ در خاطراتش به بنده گفت، ما همیشه قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده‌ شهدا هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهیم و حتی یک تیم قبل از این دیدار به محل مربوط می‌فرستیم تا همه شرایط را از نظر امنیتی بررسی کنند.

همچنین قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا به این خانواده‌ها اطلاع می‌دهیم که یکی از مسئولان کشوری می‌خواهد با شما ملاقات کند تا اگر می‌خواهند منزلشان را تمیز و آب و جارو کنند، این کار را انجام دهند تا فضای خانه برای این ملاقات بهتر مهیا شود و کمتر شده به آنان بگوییم که حضرت آقا می‌خواهد با شما دیدار کند.

این محافظ مقام معظم رهبری در ادامه بیان خاطراتشان به بنده می‌گوید: بعد از ظهر یک روز تابستان امسال رهبر فرزانه انقلاب به ما محافظان فرمودند که آماده شوید تا به خانواده یکی از شهیدان سر بزنیم.

ما در جواب ایشان پاسخ دادیم که هماهنگی‌های لازم صورت نگرفته اجازه دهید اقدامات لازم را انجام دهیم، ولی ایشان با قاطعیت گفتند برای دیدار با خانواده شهید آماده شوید تا حرکت کنیم.

ما که همیشه گوش به فرمان رهبری هستیم دستور ایشان را اجرا کردیم و سوار ماشین شدیم و به محلی که رهبری فرمودند حرکت کردیم، در داخل ماشین با پادگان بسیج تماس گرفتم و گفتم در این محل چند خانواده شهید است که بهم پاسخ دادند در محل فوق خانواده یک فرزند شهید، دو فرزند شهید و سه فرزند شهید وجود دارد.

مقام معظم رهبری به من فرمودند خانواده دو فرزند شهید درسته و به این خانواده سر بزنیم که بنده آدرس را بلافاصله از پادگان بسیج گرفتم و به همان آدرس رفتیم پس از اینکه به محله مربوط رسیدیم با ماشین وارد کوچه شدیم تا خانه مورد نظر را پیدا کنیم، در حین حرکت با ماشین در داخل کوچه مقام معظم رهبری به من اشاره کردند و فرمودند همین منزل است در این خانه را بزنید.

بنده از ماشین پیاده شدم تا درب خانه‌ را بزنم و از صاحب آن خانه بپرسم که این جا منزل همان مادر دو شهید است یا نه! صاحب این خانه در را باز کرد و یک‌دفعه از من پرسید پس حضرت آقا کو؟ من که از سئوال این مادر شهید بسیار تعجب کرده و در مبهوت بودم، در پاسخ به ایشان گفتم منظورتان چیست کدام آقا؟

این مادر شهید به من جواب دادند من را اذیت نکن مقام معظم رهبری را می‌گویم در حال گفتن این کلمات بود که سرش را از درب منزل بیرون آورد و حضرت آقا را در ماشین دید و به ایشان ضمن خوش‌آمدگویی فرمودند بفرمایید داخل، بنده از صبح منتظر ورود شما هستم.

جالب اینجاست این مادر دو فرزند شهید از صبح برای ورود مقام معظم رهبری به منزلشان خانه را تمیز و مرتب کرده و حیاط را آب و جارو زده بودند، ما محافظان رهبری که از اتفاق این ماجرا سخت در حیرت و مبهوت بودیم با تعارف کردن این مادر وارد منزل شدیم.

بعد از اینکه نشستیم مادر این دو فرزند شهید بعد از خوش‌آمدگویی ماجرا را برایمان تعریف کرد و گفتند: من دیشب دو فرزند شهیدم را به همراه امام خمینی (ره) در خواب دیدم که فرزندانمان رو به من کرده و گفتند فردا سیدعلی میهمان شما است خانه را برای ورود ایشان مهیا کن، به همین دلیل من از صبح که بیدار شدم خانه را مرتب کرده و لحظه‌ شماری می‌کردم تا شما به منزل ما تشریف بیاورید.

ولی حضرت آقا رهبر کبیر انقلاب یک جمله به من فرمودند و گفتند حتما این پیام را به شما بگویم که در این لحظه مقام معظم رهبری بلافاصله با شوق فرمودند بگو مادر جان درباره من گفتند، ایشان چه پیامی برای من داشتند.

مادر شهید در پاسخ گفتند ایشان فرمودند که به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما می‌آید و خدا از شما محافظت می‌کند.

فرمانده سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین در ادامه این خاطره گفت: ما باید تابع و مطیع مطلق ولایت‌فقیه باشیم تا با تبعیت از ایشان در برابر دشمنان اسلام به پیروزی برسیم و مطمئن باشید که خدا یار و یاور ما خواهد بود.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:21 ق.ظ | نظرات (0)

زنان در آخرالزمان

وضعیت زنان در دوره آخرالزمان انقدر به ابتذال کشانده می شود که خطر آن جوامع اسلامی را به طور جدی تهدید می کند. از این رو، در مجموعه روایاتی که از سوی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار در رابطه با امت آخرالزمان به دست ما رسیده است بخش اعظمی از آنها مربوط به وضعیت زنان آخرالزمان است .


رسول اکرم (ص) ضمن بیان آن ، وضعیت خطرات ناشی از آن را گوشزد نموده و امت اسلامی را نسبت به فرو رفتن در این منجلاب هشدار داده است و ضروری ست زنان در عصر غیبت گوش جان به این موعظه گرانقدر سپرده و همچون دیدبانی بصیر و آگاه و به عنوان فرهنگ سازان جامعه، با آگاهی نسبت به خطرات ، خود و جامعه را از این مرداب وحشتناک برهانند .

زن اگر در جایگاه واقعی خود در عالم هستی قرارگیرد، موجودی است نجات دهنده و حیات بخش. در غیر این صورت تبدیل به موجودی می گردد که یک جامعه را به سوی انحطاط می برد .

گویند روزی پیامبراکرم (ص) در جمع صحابی خود فرمودند: “چگونه می شود حال شما هنگامی که زن های شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند و شما نیز به جای امر به معروف امر به منکر و نهی از معروف نمایید! معروف را منکر بپندارید و منکر را معروف!”

اصحاب با تعجب سؤال کردند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد؟ پیامبر فرمودند: “بلی، بدتر از این هم خواهد شد”.

و بعد پیامبر به بیان تفصیلی تر وضعیت دوران آخرالزمان پرداختند و فرمودند: “هنگامی که زنها برای طمع دنیا در داد و ستد همسرانشان شرکت کنند. مردها خود را به صورت زنها و زنها خود را به صورت مردها در می آورند.
“لعنت خدا بر زنانی که خود را به صورت مرد در می آورند و مردانی که خود را به صورت زن در می آورند”. علت اینکه پیامبر با این تندی از زنان و مردان آخرالزمان سخن می گویند، شاید به جهت این است که آنها از ناموس خلقت و آیین فطرت بیرون رفته اند وسنت های حاکم بر نظام آفرینش را زیر پا نهاده و با سرشت خویش درافتاده اند .


حضرت در ادامه می فرمایند: ”

زنا دادن به صورت یک فضیلت برای زن بازگو می شود، دیگر منتظر شب نمی شوند که تاریکی آنها را بپوشاند، زیرا جرأت بر خدا به آن حد می رسد”. محمد باقر مجلسی در بحار الانوار می نویسد: یعنی دیگر نیازی به مخفی کاری نیست، بلکه آشکارا گناه می شود .

وی در جایی دیگر از بحار الانوار می نویسد؛ امام محمد صادق (ع) نیز می فرمایند: ” در دوره آخرالزمان، بعضی از مردان از راه فساد زنان درآمد کسب می کنند”. بنگاه های سرمایه داری عظیم در حال حاضر که به خرید و فروش زنان می پردازند مؤیدی بر این مطلب است .

رسول خدا (ص): در آخر امت من ، مردانی پیدا می شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن لخت وعور هستند

رسول خدا در ادامه توصیف خود از وضعیت آخرالزمان چنین می فرمایند: ” در آخر امت من، مردانی پیدا می شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن لخت وعور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمی شنوند، انها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا به دور هستند”.

مجلسی در بحار الانوار از پیامبر می نویسد که فرموده اند: ” هنگامی که ببینی زن از همسرش مطلع است که او با هم جنس خود رابطه دارد (هم جنس بازی می کند) و به روی او نمی آورد و می بینی که در بهترین خانه ها زن تشویق می شود که فسق و فجور کند”.

جامعه پیش از ظهور جامعه ای مملو از فساد و بی بندوباری اخلاقی است واز جمله فساد رایج در دوره آخرالزمان، رواج هم جنس بازی ست. به صورتی که جنبه قانونی پیدا می کند و به آن رسمیت داده می شود واگر کشوری زیر بار این فساد نرود، به آن متعرض می شوند و او را مورد تمسخر قرار می دهند .

محمدبن مسلم می گوید به امام باقر (ع) عرض کردم: “قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد” امام فرمودند: “آنگاه که مردها خود راشبیه زنان نمایند و زنها خود را شبیه مردان، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان”.

و در حدیث دیگری امام صادق (ع) فرمودند: “در آن زمان زنان را می بینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمه ای ندارند”.

آمار بالای دختران در برخی ممالک اسلامی که خود را در بازارهای تجارت دختران جوان در کشورهای اروپایی در معرض فروش قرار می دهند، حکایت از تحقق این روایت دارد .

مجلسی در جایی دیگر از بحارالانوار می آورد: ” زنها را می بینی که با زنها آمیزش می کنند و زنها لخت و عور می باشند و زینت هایشان را آشکار می کنند و از دین بیرون می روند و به فتنه ها می گرایند و به سوی شهوت ها و لذت ها می شتابند، محرمات الهی را حلال و در جهنم جاودان هستند. هنگامی زنان را می بینی که با خشونت با همسرانشان رفتار کنند و آنچه او نمی خواهد انجام دهند و…”.

حضرت علی (ع) نیز می فرمایند: “در آخرالزمان، زنان به خاطر حرص به دنیا، در کسب و کار همسران خود شرکت می نمایند”.

شاید این روایت اشاره به آن داشته باشد که زنان در بازی ثروت اندوزی سرمایه داران، بی توجه به این لطف الهی که آنان را از وظیفه تأمین مایحتاج و مخارج زندگی فارغ کرده است، دوشادوش مردان از صبح تا شام را در شرکتها و کارخانجات سپری می کنند و فرزندان و خانواده خویش را از نعمت تربیت و عاطفه ورزی محروم می نمایند .
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:15 ق.ظ | نظرات (0)

شکایت‌نامه مسجد در قیامت

شکایت‌نامه مسجد در قیامت

(سه شاکی در قیامت – بخش دوم)


در قسمت قبل روایتی را از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردیم که راوی آن جابر بن عبدالله انصاری بود. او گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:

«یَجِی‏ءُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلَاثَةٌ یَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» روز قیامت سه شاکی از ظلمی که در حق آنها شده است به درگاه الهی شکایت می کنند؛ «الْمُصْحَفُ وَ الْمَسْجِدُ وَ الْعِتْرَةُ» آن سه عبارتند از قرآن کریم، مسجد و خاندان مطهر رسول الله علیهم صلوات الله.


مسجد الاقصی

در قسمت پیشین متن شکوائیه قرآن مطرح و روی آن بحث شد. در ادامه، شکایت مسجد را نقل می کنیم تا بدانیم این خانه خدا در دادگاه عدل الهی چه خواهد گفت و از چه و از که شکایت خواهد کرد.

 

شکوائیه مسجد

«یَقُولُ الْمَسْجِدُ یَا رَبِّ عَطَّلُونِی وَ ضَیَّعُونِی»(1)؛ در آن روز مسجد به پیشگاه عدل الهی عرضه می دارد: پروردگارا! مرا رها کردن؛ به تعطیلی کشاندند و در اثر بی توجهی به من مرا نابود کردند.

همانگونه که در متن شکوائیه ملاحظه می شود مسجد از دو امر شکایت می کند یکی تعطیلی و دیگری تضییع و نابودی است؛ بالطبع شکایت مسجد هم متوجه کسانی خواهد شد که مرتکب این دو معصیت شده اند.

تعطیلی مسجد به دو شکل ممکن است رخ دهد یکی اینکه عملا در آن را ببندند و از ورود افراد به آن جلوگیری کنند همانند کاری که عربستان با مسجد امیرالمومنین علیه السلام و مسجد فاطمه زهرا سلام الله علیها کرده است و با بستن و ایجاد مانع از ورود مسلمانان به این مساجد جلوگیری می کند.(2)

این شکل از تعطیلی می تواند به صورت بسته نگه داشتن مساجد در وقت نماز و یا بستن آن بلافاصله بعد از اتمام نماز جماعت نیز تحقق پیدا کند.

شکل دیگری که می تواند مصداق به تعطیلی کشاندن مسجد شود نوع رفتار و مدیریت اهالی مسجد است که باعث می شود مردم رغبتی به حضور در آن مسجد نداشته باشند و این امر به مرور سبب خالی شدن مسجد از نمازگزار شده و عملا آن مسجد را به تعطیلی می کشاند؛ رفتارهایی نظیر برخورد تند و خشن پیرمردان و پیرزنان مسجد با جوانان و نوجوانانی که میهمانان جدید خانه خدایند و چندان از آداب و احکام مسجد اطلاع ندارند و به سبب شور نشاط نوجوانی قدری نیاز به تحمل دارند.

همانگونه که در متن شکوائیه ملاحظه می شود مسجد از دو امر شکایت می کند یکی تعطیلی و دیگری تضییع و نابودی است؛ بالطبع شکایت مسجد هم متوجه کسانی خواهد شد که مرتکب این دو معصیت شده اند

این سوء رفتارها ممکن است به نوعی از امام جماعت مسجد هم دیده شود؛ مانند حاضر نشدن به موقع برای نماز و یا طول دادن نماز و سخنرانی های گرویی در بین دو نماز. بر اهل فن پوشیده نیست که خلوتی و یا در آستانه تعطیلی برخی مساجد ما معلول این علتهای به ظاهر پیش پا افتاده هستند که درمان آنها کمی دقت و قدری حوصله را طلب می کند.

این هشدار امام صادق علیه السلام را همه باید جدی بگیرند به خصوص متولیان و همسایگان مسجد که فرمود: یکی از شاکیان در قیامت «مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یُصَلِّی فِیهِ»(3) مسجد ویرانی است که در آن نماز خوانده نمی شود.

امیرالمومنین علیه السلام در سخنی که درباره آینده امت اسلامی است چنین می گوید:

زمانی خواهد آمد که «لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ» در جامعه تنها آثار ضعیفی از قرآن و یا به تعبیری تنها نوشته های قرآن باقی می ماند و دیگر هیچ. وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ و از اسلام تنها نامی می ماند و دیگر هیچ.

این هشدار امام صادق علیه السلام را همه باید جدی بگیرند به خصوص متولیان و همسایگان مسجد که فرمود: یکی از شاکیان در قیامت «مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یُصَلِّی فِیهِ»(3) مسجد ویرانی است که در ن نماز خوانده نمی شود

«وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى»؛ در آن روز مسجدها از نظر ساخت و ساز آباداند و به راه ولی از لحا0هدایتگری خرابند و ویران. ساكنان و آباد كنندگانش بدترین اهل زمینند، از آنان فتنه برخیزد و گناه در آنان لانه گیرد، آن كه از فتنه‏ها كناره گرفته او را به آن باز مى‏گردانند، و هر كه از آن عقب‏ مانده او را به سوى آن سوق مى‏دهند. خداوند سبحان مى‏فرماید: «به خود سوگند خورده‏ام كه فتنه‏اى در میان آنان برانگیزم كه خردمند در آن سرگردان شود» و براستى كه پروردگار چنین كرده است و ما از پروردگار مى‏خواهیم از لغزشى كه از ما سر مى‏زند، بگذرد.(4)  

این هشدار امام صادق علیه السلام را همه باید جدی بگیرند به خصوص متولیان و همسایگان مسجد که فرمود: یکی از شاکیان در قیامت «مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یُصَلِّی فِیهِ»(3) مسجد ویرانی است که در آن نماز خوانده نمی شود.

امیرالمومنین علیه السلام در سخنی که درباره آینده امت اسلامی است چنین می گوید: زمانی خواهد آمد که «لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ» در جامعه تنها آثار ضعیفی از قرآن و یا به تعبیری تنها نوشته های قرآن باقی می ماند و دیگر هیچ. وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ و از اسلام تنها نامی می ماند و دیگر هیچ

بی شک این وضعیت اسفناکی که امیرالمومنین علیه السلام از آن خبر داده است، جامعه ما و سایر جوامع اسلامی را تهدید می کند. این تهدید وقتی عملی می شود و چهره شومش را به نمایش می گذارد که اسلام واقعی از زندگی اکثری مردم رخت بربندد و ملاک بایدها و نبایدهای زندگی، خوشامدها و بدآمدهای دلی باشد. به این ملاک پَست، پُست ها و زد و بندهای داخلی و خارجی را هم می توان اضافه کرد. نتیجه اینکه در جامعه اسلامی، اسلامی دیده می شود که امیرالمومنین علیه السلام فرمود، فقط نامی که مردم و دولتمردان و حکومت آن را یدک می کشند و بس.

مسجد الاقصی

به جرأت می توان مصداق امروزی کلام امیرالمومنین علیه السلام، حکومتهای عرب منطقه اند که در رأس آنها می توان به عربستان اشاره کرد. کشوری که خود را پایتخت جهان اسلام می داند و در تیراژ میلیونی قرآن چاپ کرده و رایگان تقسیم می کند؛ مساجد گران و بی نظیری می سازد؛ اما در این مساجد سخنی علیه ظلم آمریکا گفته نمی شود؛ اما تا مجال باشد شیعه را رافضی خوانده و مردم را از خطر آن بیم می دهند تا مبادا کسی به صراط مستقیم هدایت شود. به کشور اسلامی قشون کشی کرده و مساجد را تخریب می کند و قرآن را آتش می زند؛ حلقه به گوش بودنش نسبت به دشمنان قسم خورده اسلام هم چیز تازه ای نیست که کسی نداند و از آن بی خبر باشد.

سخن پایانی همان است که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: «وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ»؛ و ما از پروردگار مى‏خواهیم از لغزشی که از روی غفلت از ما سر مى‏زند، بگذرد. پس باید به هوش و به کوش بود؛ نواقص را برطرف و اشتباهات را جبران کرد و با گامهایی محکم و استوار به سمت ساخت جامعه ای حرکت کرد که عاری از این معایبی باشد که امیرمومنان علیه السلام هشدار داد.

 

پی نوشت ها:

1) وسائل‏الشیعة؛ ج 5 ص 202

2) از مشاهدات عینی نگارنده

3) الخصال ج1 ص142

4) نهج البلاغه کلمات قصار ش369

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 06:13 ق.ظ | نظرات (0)

پیشگویی امیرالمومنین درباره آخرالزمان

در صورتي که قرآن کريم از جور و ستم به هيچ نحو نگذرد گمراهاني هستند سرگردان که به غير دين خداي عزوجل دينداري کنند، و براي غير خدا سر تعظيم فرود آورند.

مساجد ايشان در آن زمان از گمراهي آباد و از هدايت ويران است (در آنها به جاي تعاليم عاليه قرآن به سخنان يهود و نصاري مي‏پردازند و مردم را مشتاق آنها مي‏کنند و يا آنکه جماعت ملعونه و مبغوضه صوفيه در آنجا ترويج مي‏کنند يا بدعت گذاران).

قاريان قرآن و آباد کنندگان مساجد در آن زمان نااميدترين خلق خدايند (نه دين دارند و نه دنيا زيرا امر آنان بر ريا است) گمراهي از آنان سرچشمه مي‏گيرد و به آنها باز مي‏گردد (زيرا در تعاليم قرآن دست برده مردم را گمراه مي‏کنند و سازندگان مسجد نيز آن را براي بدعت گذاران آماده مي‏سازند) و از اين رو حضور در مساجد ايشان و رفتن به سوي آنها کفر به خداي بزرگ است مگر آن کس که به مساجد آنها برود و گمراهي آنان را بداند (يقين کند که گمراه نمي‏شود و مي‏تواند دست عده‏اي را بگيرد و نجات دهد).

و در نتيجه کرداري که به آن روش دارند مساجد آنها از هدايت ويران و از گمراهي آباد است. سنت خدا دگرگون شده و حدود مقرراتش مورد تجاوز قرار گرفته، و به هدايت دعوت نکنند، و غنائم را به اهلش تقسيم نکنند و به عهد و پيمان وفادار نيستند.

کشته‏هاي خود را که به اين طريق (ضلالت) در جنگها کشته شوند (نابجا) شهيد خوانند و با افترا و انکار به نزد خداوند روند (کافر هستند).

به وسيله جهل و ناداني از علم بي‏نيازي جويند، و اينها پيش از اين مردان نيک و شايسته را به انواع شکنجه‏ها زجر دادند و سخن راست آنها را افتراء بر خدا ناميدند، و کار نيک آنها را به بدي پاداش دادند.

سپس حضرت پس از آنکه دوباره از حضرت رسول تمجيد فرموده و درباره مرگ و توبه بياناتي فرمود به اينجا رسيد که فرمود: و بدانيد که شما رشد (يعني راه درست و حق) را نمي‏شناسيد مگر پس از آنکه تارک و رها کننده آن را بشناسيد (چنانچه در مثل است که گويند ادب را از بي‏ادبان آموختم يا تعرف الاشياء با ضدادها) و نتوانيد به عهد و پيمان کتاب چنگ زنيد جز آنکه پيمان شکن قرآن را بشناسيد، و نتوانيد به آن تمسک جوئيد مگر آنکه پشت کننده به قرآن را بشناسيد، و نتوانيد قرآن را آن طور که بايد بخوانيد مگر آنکه تحريف کننده آن را بشناسيد و گمراهي را نشناسيد تا وقتي که هدايت را بشناسيد، و تقوي و پرهيزکاري را نشناسيد تا وقتي که متجاوز را بشناسيد.

ادامه مطلب از دست ندهید



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 بهمن 1392  ساعت 05:49 ق.ظ | نظرات (0)

تعداد صفحات :49   1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >