آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک...

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست

 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

 

این قافله از قافله سالار خراب است

اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست

 

تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست

 

من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما

آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست

 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست

 

امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست

فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست

 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

 

از :هوشنگ ابتهاج (سایه)

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  ساعت 09:19 ب.ظ | نظرات (0)

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ “ﮐﻢ ﮐﻢ” ﺍﺗﻔﺎﻕ میفته

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ “ﮐﻢ ﮐﻢ” ﺍﺗﻔﺎﻕ میفته
ﭘﺲ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ “ﯾﻬﻮ” ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﯽ
ﮐﻪ خیلی ﺩﯾﺮ شده واسه دوست داشتن پدر و مادرت

****************************************
امام صادق علیه ‏السلام :
اگر دوست دارى كه خداوند عمرت را زیاد كند، پدر و مادرت را شاد كن.

اِن اَحبَبتَ اَن یَزیدَ اللّه‏ُ فى عُمُرِكَ فَسُرَّ اَبَـوَیكَ ؛

وسایل الشیعه ج18 ، ص372 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 71 ، ص 81



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393  ساعت 10:17 ب.ظ | نظرات (0)

چه زیباست

محال است بارانی از محبت به کسی هدیه کنی و دستهای خودت خیس نشود
چه زیباست
بی قید و شرط عشق بورزیم,بی قصد و غرض حرف بزنیم,بی دلیل ببخشیم و از همه مهمتر بی توقع به تمام موجودات محبت کنیم...
عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش میکنند
اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن به همراهانشان کنند، شیطان در تنهایی خود خواهد مرد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393  ساعت 10:16 ب.ظ | نظرات (0)

خانمي با همسرش گفت...

خانمي با همسرش گفت اين چنين: کاي وجودت مايه ي فخر زمين! //اي که هستي همسري بس ايده آل! خواهشي دارم... مکُن هي قيل و قال! //هفت سين تازه اي خواهم ز تو!!کم توقع گشته ام در سال نو!!!//سين  يک، سيّاره اي، نامش سمند! تا که در دل هي کنم من آب، قند!!!//سين  دوم، سينه ريزي پُر نگين  تا پَرَد هوش از سر اهل زمين! //سين  سوم، يک سفر سوي فرنگ ديدن ناديده هاي رنگ رنگ..//سين  چارم، ساعتي شيک و قشنگ تا که گويم هست سوغات فرنگ! //سين  پنجم، سمع دستورات من! تا ببالم من به خود، در انجمن....//چون دو سين ديگرش آمد کم اورفت اندر فکر و انديشه فرو ..//گفت با ناز و کرشمه، که اي عيال! من کم آوردم دوسين اي خوش خصال! //گفت شويش: من کنون ياري کنم با شما البته همکاري کنم! //سين  شش، سنگي براي قبر من! تا ز من عبرت بگيرد مرد و زن! //سين  هفتم، سوره ي الحمد خوان... تا مگر از آن شود شاد اين روان!



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 اسفند 1393  ساعت 08:32 ب.ظ | نظرات (0)

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ،پر شده ﺍﺯ ﺍﯾﻦ"ﺍﺯﮐﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ "ها.

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ،پر شده ﺍﺯ ﺍﯾﻦ"ﺍﺯﮐﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ "ها.
ﭘﺲ:ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﻝ، ﺷﺎﮐﺮباش ﻭﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ...
ﺍﺯﮐﺠﺎﻣﻌﻠﻮم:ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎی امروز؛ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺍیی ﺑﺮﺍﯼ رسیدن به ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ فردایمان نباشد...؟؟؟
بازهم:ﺍﺯﮐﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮم؟ شاید ﻭﺍﻗﻌﺎ فقط ﻣﺸﮑﻞ است که تجربه میکنیم ودیگر هیچ...؟
ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ؛نزدیکترین ﺩﻭستمان؛ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎنش ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﺩﻟﮕﺮﻣﯽ ﻣﺎست؛
غمهایش آنقدر بزرگ باشد،ﮐﻪ ﺣﺘﯽ توان بازگوکردنش را ندارد؟
ﭘﺲ:ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺘﯽ؛ﺣﺮﺍجِ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﻢ.چراکه:ﺍزكجامعلوم...؟؟؟



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 اسفند 1393  ساعت 05:55 ق.ظ | نظرات (0)

مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر،

مردم موهای صافشان را فر می‌زنند
و آنها كه موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می‌كنند
عده‌ای جلای وطن كرده به خارج می‌روند
و آنها كه خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند برای وطن دلشان لك زده و ترانه‌ها می‌سُرايند
مجردها می‌خواهند ازدواج کنند
متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند
عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگيری می‌كنند
و عده‌ای ديگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شــــدن هستند
لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ كمی چاق بشوند
و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌كشند
شاغلان از شغلشان می‌نالند
بیکارها دنبال شغلند
فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند
ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند
افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند
مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند
سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند
سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:


"قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر"
قانون های ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت"


مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر،
مهم این است که از همانی که داری راضی باشى آن‌وقت ”خوشبختی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 اسفند 1393  ساعت 06:41 ق.ظ | نظرات (0)

از تنهایی "درمیای،مطمئن " باش!

یک وقت هایی هست که خیلی احساس تنهایی می کنی ...
دنبال چیزی می گردی که از تنهایی دربیای...
می ری تلویزیون رو روشن می کنی و شبکه هارو یکی یکی عوض می کنی
اما دریغ از یه برنامه که بتونه تو رو سرگرم کنه ...
تلویزیونو خاموش می کنی و می ری سراغ دفترچه تلفن،
صفحاتش رو ورق می زنی اما حوصله صحبت کردن با کسی رو نداری
گوشی تلفن همراه رو برمی داری و به چنندتا از دوستات پیامک می فرستی
که شاید یکی جواب بده اما انگار نه انگار!
تصمیم می گیری ساکت یه گوشه بشینی
اما تا حالا به این فکر کردی دلیل این بن بست ها چیه؟
شاید خدا می خواد خصوصی باهاش صحبت کنی!
بهت فرصت داده، قدرش رو بدون و بشین و یه دل سیر با خدا صحبت کن...
از تنهایی درمیای،مطمئن باش!



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 06:15 ق.ظ | نظرات (0)

تعداد صفحات :15   1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >